تبليغاتX
اي آسمان با من بگو از راز آبي بودنت

حتی اگر نباشي، مي‌آفرينمت

 

چونانكه التهاب بيابان سراب را ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390ساعت 22:41  توسط شعله | 

دلــی دارم در آتــش خـــانه کــــرده    

میـــان شعـــله هـــا کـاشانه کـرده

دلـــی دارم که از شــــوق وصـــالـت  

وجـــودم را ز غـــم ویـــــرانه کــرده ...

+ نوشته شده در  جمعه ششم آبان 1390ساعت 0:34  توسط شعله | 

پیداست من به شعله تو زنده ام هنوز

در سینه من ، آتش پنهان من تویی

هر صبح ، با طلوع تو بیدار می شوم

رمز طلسم بسته چشمان من تویی !

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آذر 1388ساعت 21:11  توسط شعله | 

مرا در فرصت خویش بار ده،

هر چند درماندگی پاهای من آبستن پایان است!

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 9:7  توسط شعله | 

باورم کن تا به دلتنگی ام پایان دهم و این آغاز هجرانی خواهد بود که باد

 زمان آن را وزیدن گرفته است؛ بیا که انتهایی ترین واحة وصال در

 التهاب آغاز است؛ آغازی که خود برترین نشان پایان خواهد بود.

 من در« حریم لطف» به لطافت نگاهت دلم گرفته است....

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 2:54  توسط شعله | 

معشوق من چنان لطیف است ،

که خود را به "بودن" نیالوده است؛

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت 1:59  توسط شعله | 

+ نوشته شده در  جمعه بیستم دی 1387ساعت 2:49  توسط شعله | 
تو هستی

لبخند میزنی

دلتنگیها غافلگیر میشوند !

(خانم صادقیان)

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 23:25  توسط شعله | 

اي عشق

اي بهار ، تمامي رنج ها سزاي من است.

اما يك رنج در دل من شور مي زند.

رنج من ، رنج من نيست.

من رنج توام.

مي دانم.

مي داني.

(ع.ص)

+ نوشته شده در  جمعه سوم آبان 1387ساعت 0:24  توسط شعله | 

آفتابگردان گفت‌  :من‌ فاصله‌هايم‌ را با نور پر مي‌كنم،

تو فاصله‌ها را چگونه‌ پُر مي‌كني؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه نهم شهریور 1387ساعت 1:44  توسط شعله | 
تصویر این شکستگی اما سنگین است

تصویر این شکستگی ای مهربان

ای مهربان ترین

 تعادل روانی آیینه را به هم خواهد ریخت

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 0:34  توسط شعله | 
دوستت دارم براي دانايي‌ات كه دانايي‌ام نيست

براي سلامتي

دوستت دارم مقابل تمام آن چيزها كه فقط وهم‌اند

براي قلب جاوداني كه صاحبش نيستم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 4:16  توسط شعله | 
 
+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 2:10  توسط شعله | 
خدایا! دلم را


که هر شب نفس می کشد در هوایت


اگرچه شکسته


شبی می فرستم برایت

 
عرفان نظر آهاری

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 13:55  توسط شعله | 
 

به مفهوم تائو ، به مفهوم ذن ، یک ابله باش . سعی نکن دیواری از دانش پیرامون خود ایجاد کنی . هر تجربه ای که به سراغت می آید ، بگذار بیاید ، و سپس آن را رها کن . ذهن خود را مدام پاک کن ، در برابر گذشته بمیر تا در زمان حال بمانی ، اینجا و هم اکنون ؛ گویی تازه متولد شده ای ، گویی یک نوزاد هستی . در آغاز این کار بسیار دشوار خواهد بود . همه جهانیان از تو سوء استفاده خواهند کرد ... بگذار بکنند . بیچاره ها ، حتی اگر مورد فریب و نیرنگ و سرقت واقع شدی ، بگذار اینها اتفاق بیفتد ، زیرا آنچه که به راستی از آن توست نمی تواند به سرقت برود ، آنچه که واقعاً از آن توست را هیچکس نمی تواند از تو برباید . و هر بار که نگذاشتی موقعیت ها فاسدت کنند ، این فرصت به صورت یک انسجام درونی درخواهد آمد و روح تو متبلورتر خواهد شد ...

ازکتاب " اوشو - ذن - تاروت "


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 3:13  توسط شعله | 
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 3:32  توسط شعله | 
ای ساربان آهسته ران، کارام جانم می رود


وان دل که با خود داشتم، با دلستانم می رود


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 11:38  توسط شعله | 

شهادت  تو به قانون شمع و پروانست

که در مشاهده جان میرسد به جانانش

شهریار

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 1:15  توسط شعله | 

عاشق باش ، نه عاشق شخصی معین، فقط عاشق باش
بگذار عشق کیفیت وجود تو باشد، نه فقط رابطه تو با شخصی دیگر ، زیرا هرگاه عشق به رابطه تبدیل شود، تنها یک نفر را در بر می گیرد نه کل عالم را
معامله ای بس خطرناک است برگزیدن یک نفر و مستثنی کردن کل عالم، در جایی که کل عالم متعلق به توست و تو متعلق به آن
کل عالم پیوسته عشقش را بر تو جاری می سازد و پاسخ ندادن به آن ناسپاسی است
عاشق خورشید باش ، عاشق ماه، ستارگان ، درختان، کوه ها ، انسانها، حیوانها
فقط یک عاشق باش و بگذار کل معشوق تو باشد
این همان چیزیست که تو را دیندار می کند.آن گاه که هیچ چیز نتواند عشق را محدود سازد، آن گاه که عشق تو بر چیزی متمرکز نیست و فقط حالتی از بودن است، آن گاه عشق عبادت است، مراقبه است و آنگاه عشق رهایی بخش است

 


بر گرفته از سخنان اوشو
+ نوشته شده در  جمعه هفتم دی 1386ساعت 3:1  توسط شعله | 
یادش  به خیر

آن روزها

مکالمه با خورشید

دفترچه های ذهن کوچک مرا

سرشار خاطره می کرد
(عرفان نظر آهاری)

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 2:42  توسط شعله | 
 

چه قدرتی و غنائی ست در ناگهان هیچ نداشتن!

اضطرابها همه زاده انتظارهاست

(دکتر علی شریعتی)

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 0:5  توسط شعله | 
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 23:44  توسط شعله | 
       

                    

            خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند

       و دست منبسط نور روی شانه آنهاست

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 21:9  توسط شعله | 
      

       یا حبیب من لا حبیب له

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 0:49  توسط شعله | 
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 0:37  توسط شعله | 
و عشق
سفر به روشنی اهتراز خلوت اشیاست
 و عشق
صدای فاصله هاست
صدای فاصله هایی که غرق ابهامند
نه
 صدای فاصله هایی که مثل نقره تمیزند
 و با شنیدن یک هیچ می شوند کدر
 همیشه عاشق تنهاست
(سهراب سپهری)
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 12:3  توسط شعله | 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 11:56  توسط شعله | 
وقتی که هراس زنده بودن

بدتر از مرگ است ...

به تو می اندیشم !

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 23:20  توسط شعله | 
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 23:18  توسط شعله | 
لبخند تو

تمام هستی من است

که شکفته می شود

با هر نگاه تو

 به شیدایی کودکانه من !

می خندی

پس هستم !!

+ نوشته شده در  جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت 3:30  توسط شعله |